باران ببارد... یا نبارد! چتر داشته باشیم... یا نداشته باشیم...! پاییز باشد! یا نباشد! هیچ کدام برایم فرقی نمیکند!؟ من از تمام رمانتیک های آبکی خسته شده ام!....
آنگاه که خنده بر لبت می میرد
چون جمعه پاییز دلم می گیرد...
دیروز به چشمان تو گفتم که برو
امروز دلم بهانه ات می گیرد...!
همیشه دلتنگت...
برچسب:
نویسنده: milad