خرید بک لینک

درباره سایت

سیاه و سفید

باران ببارد... یا نبارد! چتر داشته باشیم... یا نداشته باشیم...! پاییز باشد! یا نباشد! هیچ کدام برایم فرقی نمیکند!؟ من از تمام رمانتیک های آبکی خسته شده ام!....

امکانات وب

داستانک خنده دار خیلی کوتاه
HDsms.ir


فیلسوفی نحیف و لاغر را به بردگی فروختند. صاحبش از او پرسید: تو به درد

چه کاری میخوری؟ گفت: به درد آزادی!


برچسب: نویسنده: milad تاريخ: چهارشنبه 10 آبان 1391 ساعت: 19:27

صفحه بندی